سيد محمد باقر شفتي
230
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
و غير اينها عدم اجزا است ، بلكه مصرح به در جملهاى از آنها بطلان نماز است به سبب آن ، مختار در نزد حقير خلاف آن است . تنقيح مقام مقتضى اين است كه گفته شود : سابق بيان شد سجود عبارت از وضع جبهه است بر زمين ، پس مقصود بالذات از امر متوجه به سجود همان وضع جبهه است بر أرض ، و انحناء مطلوب است من باب المقدمه ، يعنى به جهت توصل به وضع جبهه بر أرض ، پس هرگاه كسى از حال قيام منحنى شد به قصد سجود و سجده را به عمل آورد ، در اين وقت آن شخص به عمل آورده است هم مطلوب بالتبع و هم مطلوب بالذات . و اما هرگاه آن شخص منحنى شد لكن نه به قصد سجود بلكه به جهت اخذ چيزى از زمين ، در اين صورت اگر چه مطلوب بالتبع را به عمل نياورده است لكن مع ذلك ممكن است كه گفته شود بر اين شخص لازم نيست كه برخيزد ثانيا منحنى شود به قصد سجود ، نظر به اين كه بعد از آن كه نشست به قصد ديگر انحناء باقى نماند بر وصف مطلوبيت . پس فرق ما بين مقامين آن است در صورتى كه منحنى شد به قصد سجود هم مطلوب بالتبع و هم مطلوب بالذات هر دو را به عمل آورده و اما هرگاه منحنى شد لكن نه به قصد سجود ، در اين صورت اگر چه مطلوب بالتبع را به عمل نياورده است ، لكن به عمل آورده است چيزى را كه مسقط مطلوب بالتبع است پس لازم نيست برخيزد و ثانيا منحنى شود به قصد سجود ، نظر به اين كه انحناء مطلوب بود به جهت توصل به سجود نه بالذات ، پس هر قدر از انحناء را كه به عمل آورد نه به قصد سجود همان قدر از وصف مطلوبيت در آن حال خارج شد ، پس عود به آن به جهت تلافى لازم نيست . و فرقى نيست در اين باب ما بين آن كه منحنى شود به قصد چيزى يا نه